|
خداوندا........ اگر روزی بشر گردی ..... ز حال ما خبر گردی . پشیمان میشوی از قصه خلقت از این بودن ، از این بدعت . خداوندا ........... نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است . چه زجری می کشد آنکس که انسان است و ........... از احساس سرشار است ............ تقدیم به همه ایرانیان بزرگ که در راه آزادی وطن از جان و مال خویش گذشتند .
سلام صد تا سلام چند وقتیه که می خوام بنویسم . اما نه دل و دماغشو دارم نه وقتشو. راستش دست به کاری زدم ... نه دست به کارهایی زدم که تا حالا تجربشو نداشتم . باور کنید وقتی به این کارها فکر میکنم سرم سوت میکشه . البته بعضی از دوستان بنا بر لطفی که به من داشتن این دردسرها رو برام درست کردن .منم جو گیر سریع قبول کردم . توی این راه یک چیز رو هیچوقت فراموش نمی کنم و اون کمک خدا و یاری دوستان خوبمه. بقول معروف مشکلات رو باید شکلات کرد. گاندی میگه"نخستین چیزی که باید از تاریخ بیاموزید این است که عدم وقوع چیزی در گذشته به این معنی نیست که در آینده نیز به وقوع نپیوندد" خوب منم می خوام کاری رو انجام بدم که قبلاْ توی خانواده ما کسی این کار رو نکرده .
لحظه ی دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام ، مستم باز میلرزد دلم ، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم ای نخورده مست ..................... لحظه ی دیدار نزدیک است ........... تقدیم به همه ی آنهایی که برای تمامیت آزادی وطن جان دادند.یادشان گرامی.
بهانه ای برای عرض ادب يک پسر کوچک از مادرش پرسيد:چرا گريه ميکني؟ چه گویم در مقام تو تو روح اهورایی تو نور چشم خورشیدی مادرم ، تمام تمام تمام بهانه ام برای زندگی هستی . روزت خجسته ، لبانت پر از خنده و دلت شاداب و سر زنده باد . پسر کوچیک بی معرفتت : امیر
در قرن هشتم هجری ، لسان الغیب حافظ شیرازی می دانست که در هفت قرن دیگر مردانی پا به عرصه جهان خواهند گذاشت که مایه خفت و خواری نام انسان خواهند شد و برای رسیدن به منافع خود از هیچ تلاشی فروگذار نخواهند بود. مناظره ها یا شاید بهتر بگوییم مناقشه های تلویزیونی برای رسیدن به صندلی قدرت ، و حکمرانی به مردم ، چه خوب و چه زود هویت انسانها را هویدا میکند . کمی به خود بیاییم ............. آیا افرادی که به نام مسئول دنبال هتاکی به ناموس و حیثیت انسانها هستند ، قابل اعتمادند ؟؟؟؟؟؟
حافظ غزل ذیل را سرود تا مایه رسوایی آنان گردد : عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر نیکم اگر بد ، تو برو خود را باش هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت همه کس طالب یارند چه هشیار چه مست همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت سر تسلیم من و خشت در میکده ها مدعی کر نکند فهم سخن گو سر و خشت نا امیدم مکن از سابقه لطف ازل تو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت نه من از پرده تقوی بدر افتادم و بس پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت حافظا روز اجل گر به کف آری جامی یکسر از سوی خرابات برندت به بهشت
بعضی ها با همت و پشتکار نشون میدن که هر کاری رو می تونن بکنن . هر سنگی رو می تونن بردارن و به هر علامت مثبتی که در زندگی بهشون نشون داده میشه ، جواب مثبت میدن . این آدما بزرگن و باید براشون ارزش قائل شد .این جور آدما بزرگ اندیشی رو یاد گرفتن و بطور شگفت آوری به سمت این حرکت میکنن که ثروتمندانه زندگی کنن . جالبترین قسمت زندگی این افراد ، اینه که از کاری که برای زندگی و امرار معاش خود میکنن ، لذت میبرن .................... این پاسخ خوبی برای نعمتهای خداست که در اختیار ما انسانها قرار داده . پس قدر دان تمامی موهبتها و نعمتهای خداوند باشیم .................... راستی به تمام افرادی که اینجوری فکر میکنن و زندگی میکنن و روز به روز دامنه پیروزیهاشون بزرگتر میشه تبریک می گم ، خصوصآ افرادی که .....................
فال امروز ماگدایان خیل سلطانیم شهر بند هوای جانانیم گر برانند و گر ببخشایند ره بجای دگر نمی دانیم چون دلآرام میزند شمشیر سر ببازیم و رخ نگردانیم
غروری ست در من "حمید مصدق"
بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک ،
آدمیت از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده بخون حضرت هابیل از همان روزی که فرزندان آدم صدر پیغام آوران حضرت باریتعالی زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید آدمیت مرده بود .............. از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند ................ از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند ................ آدمیت مرده بود .............. گر چه آدم زنده بود . ................ بعد دنیا هی گشت و گشت ............... ای دریغ ......................... آدمیت برنگشت ...............
|
About![]()
Archivesشهریور 1388تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 Links
باران |